"کوارتت" درموسیقی قطعاتی است که در آن چهار ساز نواخته می شود. معروف ترین قطعات کوارتت در موسیقی کلاسیک، کوارتت سازهای زهی است که از دو ویولون، یک ویولون آلتو و یک ویولون سل تشکیل شده اس
عکس ها از سایت ایران تئاتر
ت.

این توضیح در بروشور نمایش، جدا از معنای واژه کوارتت برای بیننده، از نظر ذهنی نیز او را برای دریافت بهتر نمایش و داوری در باره موضوع مطرح در آن آماده می کند.

داستان "کوارتت" داستان دو قاتل است که بیننده، گزارش هر قتلی را هم از زبان قاتلان آن قتل ها می شنود و هم از زبان شاهدی که به نوعی صاحب دم مقتولان است.

در روایت این قتل ها آدم های نمایش دچار احساسات گرایی نمی شوند و در مقام محکوم کردن و یا دفاع از خود بر نمی آیند و تنها ماجرا را با حوصله تعریف می کنند.

سالن اصلی تالار مولوی مکان این روایت است. سالنی که از نظر اجرای نمایش به خاطر نحوه معماریش قابلیت انعطاف بسیاری برای اجرای نمایش هایی با طراحی های گوناگون دارد.

تماشاچی با ورود به سالن با صحنه ای چهارگوش روبرو می شود که بیشتر حالت لوزی را در ذهن تصویر می کند تا مربع. برابر هر ضلع، جایگاهی برای تماشاچی ها در نظر گرفته شده است.

دربرابر هرجایگاه، یک صندلی و یک میز قرار دارد که در پشت این میز و صندلی یک مونیتور LCD قرار دارد و در برابر میز و صندلی یک دوربین است که این دوربین در جلوی جایگاه تماشاچیان کاشته شده است.


آتیلا پسیانی، باران کوثری، حسن معجونی و مهین صدری چهار بازیگری که روایت کننده قتل ها هستند، هرکدام در صندلی های مخصوص خود در مقابل جایگاه های تماشاچیان می نشینند و آماده روایت می شوند و روایت هر یک از اشخاص نمایش از مونیتورها نیز پخش می شود.

آتیلا پسیانی در نقش فتح الله بختیاری، ماجرای قتل پسر، مادر و دو خواهرش را بازگو می کند و حسن معجونی که نقش برادر اورا دارد و خود مورد سوقصد فتح الله واقع شده است، در مکمل این روایت، از دیدگاه خود ماجرا را شرح می دهد.

فتح الله دختر برادرش را برای پسرش خواستگاری می کند. پس از مدتی اختلاف میان پسر و دختر می افتد. دختر مدعی است که همسرش دچار مشکلات روحی است ولی فتح الله قبول ندارد و در نهایت آنها ازهم جدا می شوند و دختر با مرد دیگری ازدواج می کند. مشکل روحی پسر اوج می گیرد تا اینکه فتح الله در فرصتی اورا در خانه مادرش می کشد و به دنبال او مادر و دو خواهرش را نیز به قتل می رساند.

نگار ( باران کوثری) و شیده ( مهین صدری) در شرکتی همکار هستند. این همکاری منجر به دوستی نزدیکی میان آن دو می شود. نگار از طریق شیده با برادر او شهرام آشنا می شود و به هم علاقه مند می شوند. شهرام اعتیاد دارد و این آشنایی به این خاطر به وضعیت بدی دچار می شود. در آخرین دیدار میان نگار وشهرام در گیری بین آن دو اتفاق می افتد و نگار برای رهایی از دست شهرام ناخواسته با کاردی که برای دفاع شخصی خریداری کرده است، اورا به قتل می رساند.

ماجرای این دو مرد و این دو زن به موازات هم برای تماشاچی روایت می شود. قتل هایی ساده که در دنیای امروز اتفاق می افتند بدون آنکه قاتلان بخاطر منافعی دست به این کار زده باشند. دو قاتل از دو طبقه اجتماعی مختلف و از دو جنس مخالف.

در کوارتت مانند نمایش های دیگر امیر رضا کوهستانی، وجه اجتماعی و مشکلات ساده و غیر قابل حل به چشم می آید و ماجرا با بیانی ساده توسط طراحی های کارگردانی و بازی روان و فاقد هرگونه احساسات گرایی به مخاطب عرضه می شود.


وجود مونیتورها و تصاویر کلوزآپ از روایت شخصیت ها وجه تراژدی نمایش را پر رنگ می کند و این بخشی است که تمامی تماشاچیان به طور یکسان با آن روبرو می شوند که حالت مستند گونه نمایش را تقویت می کند.

بخش دیگر برخورد رو در رو تماشاچیان با بازیگران است که هر بازیگری تقریباً با ۲۵ درصد تماشاچیان ارتباط مستقیم دارد که می تواند حس همدردی آنها را نسبت به خود جلب کند. برای همین برای بهتر درک کردن کوارتت بهتر است آن را چهار بار دید.

قبل از هرصحنه در ارتباط با فصل ها و ویژگی ها آن که در تضاد با روایت تلخ داستان های نمایش است، تصاویری پخش می شود. این تضاد شاید هشداری برای مخاطب باشد تا بهتر به داوری به پردازد.

کوارتت را امیر رضا کوهستانی و مهین صدری مشترکاٌ نوشته اند.

عکس ها از سایت ایران تئاتر