دو متن دیگر به بایگانی متونمون اضافه کردم. این دو متن از نوشته های سال ها پیش دوست و استاد قدیمی من، محمد یعقوبی و با اجازه خود ایشان اینجا اضافه شده. نمایشنامه خداحافظ متشکل از چند متن کوچکتر و جدا از هم است که همگی در یک اتاق از هتلی در شمال ایران اتفاق می افتند و به وسیله صدای مرد نویسنده و همسرش به هم مرتبط می شوند. به دلیل ساختار این نمایشنامه، می توان به خوبی از آن برای تمرین ها، کارهای کلاسی و اجراهای دانشجویی استفاده کرد. به علاوه این نمایشنامه جهت اجرای عمومی و حرفه ای دست کارگردان را برای اجرا باز گذاشته و موجب بروز خلاقیت های او می شود. دکور این نمایش در اولین اجرا یک دکور مربعی چرخان بود که در هر قسمت نمایشی توسط بازیگران کمی چرخانده میشد تا وجه دیگری از آن در معرض دید قرار گیرد و کمی هم در آکسسوار صحنه تغییر ایجاد می شد. بازی خوب امیر جعفری در این نمایش بود که او را کم کم بر سر زبان ها انداخت. اجرای این نمایش برای اولین بار و به کارگردانی خود محمد یعقوبی به شدت با اقبال و توجه عموم همراه شد.

    متن نمایشنامه زمستان ۶۶ هم برای تمام کسانی که دوران جنگ را تجربه کرده اند یادآور خاطرات غریبی در پس زمینه ذهن ایشان است.

متن قبلب که اینجا اضافه کرده بودم، نمایشنامه دراماتیک نیست نوشته مجید خسروانجم است که در سال ۱۳۸۰ بصورت عروسکی توسط دو عروسک دستکشی بزرگ و در دانشکده سینما، تئاتر دانشگاه هنر اجرا گردید. دکور این نمایش تخته بزرگی دو بعدی بود که توسط گونی پوشیده شده بود که گونی با رنگ سبز به صورت یک دشت وسیع و دامنه کوه رنگ شده بود و از وسط تخته در بالا مستطیلی به نشانه دره وسیعی که بین دو غار فاصله است در آورده شده بود. کمی شبیه یک U . در بالای دو طرف تخته دو غار که این دو اما سه بعدی بودند قرار داشت که عروسک ها می توانستند به راحتی وارد آن شده و در آن پنهان شوند. در داخل این غار ها که با تور مرغی و چسب لاتکس و تکنیک پاپیه-ماشه تولید شده بودند توسط لام های متحرک نورپردازی میشد. این نمایش در دو اجرای شت سر هم خود در جشنواره با بیشترین اقبال عمومی مواجه شد به حدی که تا لبه دکور هم تماشاچی نشسته بود. هیچ نمایش دیگری تا به حال در پلاتوی اصلی دانشکده با چنین اقبالی مواجه نشده است. اما این نمایش با بی توجهی داوران روبرو شد و بنابر این امکان اجرای عمومی نیافت.