مرغ سحر را «سپیده خسروجاه» نوشته و تماشاگر در این نمایش شاهد ارتباط سه

 

نسل از ایرانیان مهاجر در یک لباسشوئی در آمریکاست.

 



فرنگ مدینه فاضله‌ای است، که این روزها بسیاری از مردم این دیار به آن دلخوش کرده‌اند و

هر یک به طریقی به دنبال آن هستند، تا از خود بگریزند و راهی آن ناکجا آباد شوند... فارغ

از این که آواز دهل را از دور می‌شنوند...


تاکنون به مسائل و مشکلات مهاجرین ایرانی در اشکال مختلف مثل فیلم، کتاب و...

بسیار پرداخته شده است. اما ویژگی «مرغ سحر» در این است که مخاطب در یک فضای

محدود سه نسل را در کنار هم می‌بیند. نسلی که متعلق به پیش از انقلاب است،

نسل دومی که سال‌های نو پائی‌اش را بعد از انقلاب شروع کرده و نسل جوانی که در

برزخ دو فرهنگ اسیر است، نه می‌تواند آمریکائی باشد و نه ایرانی....

نیمه شبی خانم ارجمند (هایده حائری) لباس‌هایش را برای شستشو به رختشویخانه

آورده است. او به همراه خود ضبط صوتی هم دارد که پیش از هر کاری آن را روشن

می‌کند، موسیقی که از ضبط پخش می‌شود ترانه معروف «مرغ سحر» است. در همین

آغاز راه مخاطب با شنیدن این موسیقی در می‌یابد که او دل سوخته فرهنگی است که

از آن دل کنده و راهی دیاری شده است، که پس از گذشت سال‌ها هنوز نتوانسته با

فرهنگ آن کنار بیاید. این وابستگی به فرهنگ ایرانی خانم ارجمند تا بدانجا پیش می‌رود

که وقتی سیما  (آنا نعمتی) مراجعه کننده بعدی تهران را تهرون تلفظ می‌کند به او سخت

می‌تازد که چرا در فرهنگ غرب حل شده و تهران را به غلط تهرون تلفظ می‌کند. سیما

شرمنده می‌شود و ابراز می‌کند که او مثل سایرین نیست که برای تفاخر این چنین با

فرهنگ‌شان بازی می‌کنند و اشتباه کرده است. نماد نسل سوم این مهاجرین دختر

جوانی است به نام کامیل (بهاره مشیری) که دوست پسرش او را به خانه‌اش راه

نمی‌دهد و در جستجو راه و یا شخصی است تا کمکش کند که به هر نحو به خانه پسر برود.

در مسیر نمایش زمانی که صمیمیت بین سه زن بیشتر می‌شود، مساله نهائی که

بسیار تاسف بار است مطرح می‌شود، آن‌ها که از موفقیت‌ها و خوشی‌هایشان و به طور

کلی از داشته‌هایشان می‌گفتند، در زمان صمیمیت پرده را کنار می‌زنند و حقایق را بیان

می‌کنند. زندگی از هم پاشیده هر یک از آن‌ها، مخاطب را به فکر فرو می‌برد که آیا این

همان مدینه فاضله‌ای است که از آن در جامعه سخن گفته می‌شود! و این که چرا اینان،

به خصوص خانم ارجمند پس از سال‌ها زیستن در این محیط هنوز نتوانسته رنگ و بوی

آن را به خود بگیرد؟... این سئوال تا پایان ذهن مخاطب را به خود مشغول می‌سازد.



مرغ سحر با نگاه متفاوتش به مساله مهاجران می‌تواند زنگ هشداری باشد برای آنان

که هنوز در تلاشند تا راهی دیاری شوند که از آن هیچ شناختی ندارند.

احمد آسوده که تهیه کنندگی و کارگردانی یکصد برنامه موفق «انسان – تاتر – زمان»، که

از شبکه دوم سیما پخش شد را در کارنامه خود دارد، این بار نیز کاری صمیمی و در خور

دیدن را بر صحنه سالن استاد انتظامی، خانه هنرمندان به تماشا گذاشته است. کاری

ساده و در عین حال تماشائی با فراز و فرودهای به موقع، که تماشاگر از دیدنش خسته

نمی‌شود. کاری که می‌تواند تلنگری باشد برای بسیاری تا بیشتر به آنچه که می‌شنوند،

بیاندیشند.

نکته قابل توجه مرغ سحر بازی یکدست، روان و صمیمانه بازیگران آن است. به خصوص

بازی در خور تحسین هایده حائری که بسیار دیدنی است.

نمایش «مرغ سحر» تا پایان دی ماه همچنان بر صحنه سالن استاد انتظامی، خانه

هنرمندان بر پا خواهد بود.