گفت‌ وگو با افشين هاشمي، كارگردان

Image hosting by TinyPic

هنوز به سالن تمرين وارد نشده‌ايم كه صداي ترانه عجيبي به گوش مي‌رسد:
مي‌دوني كه ترياك چه بويي مي‌ده، بوي نسيم بهشتي
هنوز سر از نشئه پس نرفتي كه زود يله مي‌دي به پشتي
ول كن كارو پشت وافورو بگير ، وافور مايه‌ي حياته
نه به فكر رو باش نه به فكر جيب هر چي كه بخواي زياده...
وقتي كه از افشين هاشمي كارگردان و نويسنده متن اين نمايشنامه درباره اين ترانه سوال مي‌كنيم معلوم مي‌شود از ساخته‌هاي كلنل وزيري است كه سال‌هاي دور قمر الملوك وزيري آن را خوانده و ترانه‌اي است انتقادي و طنز آميز به نام اُپِرِت منقل و وافور.
تاكنون افشين هاشمي را به عنوان بازيگر جوان و پر كارشناخته بوديم. ديدن اجرايي متفاوت از او انگيزه‌اي براي اين گفت‌و‌گو است. از نام و نوع كار مي‌پرسيم.
اين نمايش تئاتري كمدي موزيكال است به نام هتل ايران كه پيش از اين در جشنواره سنتي آييني اجرا شد و جايزه سوم بازيگري مرد و جايزه دوم نمايشنامه‌نويسي را از آن خود كرد و همچنين از بازيگران زن اين نمايش تقدير شد و كانديداي جايزه طراحي صحنه بود.
نويسنده و كارگردانش خود من هستم و بازيگرانش مجيد فروغي، ميترا حكيم هاشمي، اصغر شريفي، مليحه كيادربندسري، خودم و خانم نوشين تبريزي هستند. كار نمايشي است كمدي، كه در آن از شيوه اجرايي نمايش‌هاي سنتي وام گرفته‌ايم.


گويا پيش از اين تصميم داشتيد اين نمايش را در كافه‌ترياي تئاتر شهر اجرا كنيد چه‌طور شد كه اين تصميم را گرفتيد و چه شد مكان نمايش تغيير كرد؟
ابتدا قرار بود نمايش در تالار خورشيد به روي صحنه رود ولي به علت آتش‌سوزي كه براي تالار خورشيد و قشقايي رخ داد و شكل كار ما كه قابليت اجرا در هر مكاني را داشت تصميم گرفتيم آن را در كافه‌تريا اجرا كنيم كه البته نهايتاً به علت خالي شدن تالار نو نمايش در آنجا برگزار شد.


چطور شد كه نمايش شما قابليت اجرا در هر مكاني را پيدا كرده؟
به خاطر نوع طراحي صحنه و نوع استفاده‌اي كه از نمايش‌هاي ايراني داشتيم اين قابليت به وجود آمد. مگر تعزيه و سياه‌بازي در كجا اجرا مي‌شد، در هر ميدان محوطه باز يا روي حوض...
ولي گروه خاص خودش را داشت و هيچ وقت يك گروه حرفه‌اي با ديدگاه كلاسيك نمي‌آمد اجراي سياه بازي داشته باشد.
البته گروه‌هاي سياه‌بازي هم در كار خودشان حرفه‌اي اند از اين گذشته من به هيچ وجه اعتقاد ندارم كه نمايش رو حوضي يا امثالهم بد يا سطح پايينند. اگر به دهه‌هاي پيشين برگرديم به خوانندگاني بر مي‌خوريم كه در كافه‌ها مي‌خواندند و اين امر براي مخاطبانشان امري درست و قابل قبول بود. مشكل آن وقت پيش مي‌آيد كه ما مكان را اشتباه بگيريم يعني در سالن تئاتر لودگي كنيم و آن وقت در مجلس عروسي نمايش كلاسيك اجرا كنيم هر كدام از اين‌ها اگر در جايي اشتباه قرار بگيرد مبتذل است.
نمايش ما به نظر من از لحاظ شادي اين ويژگي را دارد كه در هر مكاني حتي كافه اجرا شود و به لحاظ محتوا اين قابليت را دارد كه توسط گروه حرفه‌اي تئاتر به نمايش در آيد.
آيا در اين نمايش هم مانند نمايش‌هاي سنتي، ارتباط مستقيم با تماشاگر وجود دارد.در اين زمينه تا چه حدي پيش مي‌رويد؟
در همان حدي كه در نمايش‌هاي سنتي ما وجود دارد. مثلاً در شبيه‌خواني در حالي كه نمايش دارد اجرا مي‌شود معين البكا تعزيه را قطع مي‌كند و شروع مي‌كند با مخاطب حرف زدن و حتي پولي مي‌گيرد و يا واقعه‌اي يا خاطره‌اي تعريف مي‌كند در روحوضي هم همين طور در جايي سياه با تماشاچي حرف مي‌زند. در اين جا هم ما همين كار را كرديم يعني در قسمتي از نمايش بازيگر تماشاچي را مخاطب قرار مي‌دهد و با او شروع به صحبت مي‌كند.


به نظر مي‌رسد شما با صراحت بدون اينكه بخواهيد ژست تئاتر روشنفكرانه بگيرد مي‌گوييد نمايشي براي لذت بردن تماشاچي ترتيب داده‌ايد همين طور است؟
اصلاً من نمي‌دانم چرا و چطور تعريف‌ها را از هم جدا مي‌كنيد تئاتر روشنفكرانه تئاتر غير روشنفكرانه! ما در تئاتر از هر نوعش قصد داريم كه مخاطب از نمايش لذت ببرد حتي در روشنفكرانه‌ترين نوع نمايش. اين نوع لذت است كه متفاوت است يعني در جايي شما لذت مفهومي مي‌بريد در جايي مي‌خنديد و حتي جايي با اشك ريختن لذت مي‌بريد يعني هر اثر هنري در نهايت هدفش لذت بردن مخاطب از اثر است. اگر اثري باشد كه مخاطب از آن لذت نبرد احتمالاً خود كار ضعف دارد ما در اين نمايش قصد داشتيم اين لذت توسط كمدي انجام بگيرد...
البته از نوع كمدي سبك.
ما در اين نمايش از سنت‌هاي نمايش‌هاي ايراني وام گرفته‌ايم حالا اگر اين كمدي سبك محسوب مي‌شود پس كمدي سبك است و اگر سنگين است پس سنگين است.

گفتگو از بهناز ناصح